منتدى محبي الألباني لعلوم السنة
حياك الله أيها الزائر الكريم

ثبتنا الله وإياك على اتباع السنة ونبذ البدع

إذا مات ابن آدم انقطع عمله إلا من ثلاث.. منها.. علم ينتفع به

فساهم معنا في نشره مـــــــــــأجورا

منتدى محبي الألباني لعلوم السنة

الكتاب والسنة بفهم سلف الأمة
 
الرئيسيةاليوميةمكتبة الصورس .و .جبحـثقائمة الاعضاءالمجموعاتالتسجيلدخول
₪۩۞… من حفظ الأصــول ضمن الوصــول...§۞۩₪» ... ومن حفظ المتـــون حــاز الفنــون ... «₪۩۞§… ومن بدا بالحواشي ما حوى شيء ...۞۩₪
(¯`•._.•(..محمد بن صالح العثيمين: الألباني رجل من أهل السنة مدافع عنها، إمام في الحديث، لانعلم أن أحدا يباريه في عصرنا..)•._.•°¯)
`•.¸¸.•¯`••._.• (عبد العزيز بن باز: (ما رأيت تحت أديم السماء عالما بالحديث في العصر الحديث مثل محمد ناصر الدين الألباني ) `•.¸¸.•¯`••._.•

شاطر | 
 

 آشنایی با امام البانی رحمه الله

استعرض الموضوع السابق استعرض الموضوع التالي اذهب الى الأسفل 
كاتب الموضوعرسالة
أبوعبدالله
خادم السنة


عدد المساهمات : 245
نقاط : 731
تاريخ التسجيل : 20/05/2011
العمر : 31

مُساهمةموضوع: آشنایی با امام البانی رحمه الله   الإثنين 12 يناير 2015, 15:50

بسم الله الرحمن الرحیم

علامة محدث محمد ناصر الدين آلباني در سال 1333هـ.ق مطابق با 1914م در شهر «آشکو دره» پايتخت حکومت آلباني در خانواده اي فقير, متدين و اهل علم ديده به جهان گشود.
پدرش «نوح نجاتي» بعد از اينکه دروس ديني را در مدارس ديني آستانة قديم «استانبول» امروزي, پايتخت دولت عثماني فرا گرفت, براي خدمت دين و آموزش مردم به سرزمينش آلباني برگشت, و مردم براي يادگرفتن امور شرعي به وي مراجعه مىکردند.
مهاجرت به شام:
ديري نگذشت که حکومت آلباني را فردي لائيک بنام احمد زوغو بدست گرفت, و مسلمانان تحت فشار شديدي قرار گرفتند, او کشف حجاب و پوشيدن لباسهاي غربي را اجباري نمود, همين مسأله باعث شد تا پدر شيخ وعدة کثيري براي حفظ دين و ايمان و آيندة فرزندان به فکر هجرت بيفتند. و شهر دمشق را که در سرزمين شام قرار دارد انتخاب نمودند. آنهم بخاطر فضائلي که سرزمين شام از آن برخوردار است و دعايي که از رسول الله ص در حق آن سرزمين روايت شده است.
آغاز زندگي علمي:
محمد ناصر الدين کودکي 9 ساله بود که همراه پدرش به شام هجرت نمود. و براي اولين بار به مدرسه ابتدائي «اسعاف خيري» در دمشق پا گذاشت, اما چون پدرش نظام آموزشي مدرسه را براي فرزندش کافي و کامل نمىدانست, پس از پايان دوره ابتدائي وي را از مدرسه بيرون نمود, و خودش با يک برنامه ريزي دقيق, علمي و فشرده به آموزش وي همت گماشت, و قرآن, تجويد, نحو و صرف و فقه مذهب حنفي به وي آموخت.


همچنين محمد ناصر الدين بعضي از علوم ديني و عربي را نزد بعضي از دوستان پدرش مثل شيخ «سعيد برهاني» فرا گرفت.
و هنگاميکه علامة حلب در آن زمان شيخ «راغب طباخ» از نبوغ و علاقة وي به علم حديث مطلع گرديد براي بزرگداشت و اعتراف به فضل و بزرگىاش اجازه روايت حديث به وي اعطا فرمود.
شيخ هنوز بيست بهار از عمر مبارکش نگذشته بود که پس از مطالعة مجله «المنار» برشتة تحرير شيخ رشيد رضا, بسوي علم حديث روي آورد. از زبان خود شيخ بشنويم که مىگويد: روزي در يکي از کتابفروشىها يک شماره از مجلة «المنار» را ديدم, که در آن سيد رشيد رضا, دربارة کتاب احياء علوم الدين غزالي, و خوبىها و اشکالاتي که در اين کتاب وجود دارد بحثي علمي نموده بود, من براي اولين بار چنين نقد علمي را مىديدم, همين مسأله باعث شد تا تمام مجله را بخوانم, و آنگاه تخريج حافظ «عراقي» را بر کتاب «احياء علوم» مطالعه و بررسي کنم, و چون خريدن پول کتاب را نداشتم آنرا به عاريت گرفتم و خواندم, وقتي که آن تخريج دقيق را ديدم, تصميم گرفتم از آن کتاب نسخه برداري کنم, و گمان مىکنم اين کوشش و تلاشي که در اين راه صرف نمودم مرا تشويق کرد, و به ادامه اين کار علاقه مند ساخت.
و شيخ اولين کار علمي خود را بر کتاب حافظ «عراقي» (المغني عن حمل الأسفار, تخريج إحياء علوم) آغاز نمود. و بعدها مىفرمود: «از لطف و مرحمت خداوند در اين کتاب فوايدي بسيار پيدا کردم.
شيخ ناصر حرفه ساعت سازي را از پدر آموخت و در اين فن استادي ماهر گرديد, و از اين راه امرار معاش مىنمود.
و شيخ مىگفت: «نعمت هاي خداوند بر من بىشمار است, شايد مهمترين آنها دو تا باشد: هجرت پدرم به شام و آموزش حرفه ساعت سازي به من».


شيخ هر چه بزرگتر مىشد, و معلومات وي افزوده مىگرديد, به همان اندازه عطش علمي او افزايش مىيافت و به کتاب و مطالعه گرايش بيشتري پيدا مىکرد, و براي رفع اين عطش علمي راه مطالعه را در پيش گرفت, چون کتابهاي مورد احتياج خود را نمىتوانست خريداري نمايد, و نيز در ميان کتابهاي پدرش يافت نمىشد, به بزرگترين کتابخانة شام يعني «کتابخانه ظاهريه» روي آورد, در آن کتابخانه علاوه از کتابهاي چاپي هزاران جلد از نسخه هاي خطي و نادر وجود داشت. و شيخ مانند يک کارمند کتابخانه در تابستان و زمستان روزانه شش تا هفت ساعت براي مطالعه و نسخه برداري در آنجا مىنشست و با همتي خستگى ناپذير مشغول مطالعه و جستجو و نوت برداري مىشد, بطوري که ساعت کار کامندان کتابخانه تمام مىشد ولي شيخ همچنان سرگرم مطالعه و بحث بود. بعد از مدتي کليد کتابخانه به ايشان داده و اتاقي به وي اختصاص داده شد, آنگاه قبل از کارمندان به کتابخانه مىآمد و بعد از آنها بيرون مىرفت, و گاهي آنقدر سرگرم بحث و مطالعه مىشد که غذا خوردن را فراموش مىکرد, و بعضي وقتها دکان ساعت سازي را مىبست و به کتابخانه مىرفت و بيش از دوازده ساعت پي در پي به بحث و مطالعه مىپرداخت, نتيجه اين مطالعات و تحقيقات در تأليفات گرانبهاي شيخ و در فهرست نمودن کتابهاي حديث که براي کتابخانة ظاهريه تهيه نموده بخوبي هويدا و آشکار است. حديث و کلام رسول الله ص براي راهنمايي و ارشاد شيخ آلباني بحدّي مؤثر بود، و به وي کمک نمود تا راه و روش سلف را انتخاب نمايد، و پرچم يگانه پرستي را بدوش بگيرد، و با خرافات و شطحات صوفىگري به مبارزه بر خيزد و با پيروان آنها جدال و مناقشه نمايد.


شيخ با برگزار کردن جلسه هاي علمي در مساجد و منازل, و همچنين مسافرت به شهرهاي ديگر مانند «حلب», «لاذقيه», «حمص», «حماه», وغيره, توانست مردم را بسوي اين دو اصل مهم قرآن و سنت به روش سلف دعوت دهد, و روح تحقيق و پژوهش در علم روايت و درايت بين جوانان بار ديگر زنده نمايد.
دعوت شيخ تنها در داخل کشور سوريه محدود نمىشد بلکه به کشورهاي هم جوار و همسايه آن مانند «اردن» و«لبنان» نيز تأثير گذاشت.
شيخ در دانشگاه اسلامي مدينه:
هنگامي که آوازه و شهرت شيخ در آفاق پيچيد, و علم و معرفت ايشان دربارة علم حديث بر سر زبانها افتاد, براي تدريس و استادي کرسي حديث در دانشگاه اسلامي مدينه فراخوانده شد و مدت 3 سال در آن ديار مقدس تدريس نمود.
ولي حاسدين و حاقدين و درباريان و کساني که با گسترش علم و آگاهي مخصوصاٌ علم حديث و بررسي اسانيد, ـ که شيخ از احياء کننده گان آن بود ـ منافع خود را در خطر مىديدند آرام ننشستند, و با حيله ونيرنگ و دروغ و بهتان و تقرب به حکام, توانستند بيشتر از شش ماه شيخ را به زندان بياندازند, و شيخ قبل از اين هم در سال 1967م به مدت يکماه زنداني شده بود.
شيخ از خلوت زندان استفاده نمود. از آن جمله «صحيح مسلم» را مختصر نمود, قابل ذکر است که اين غير از آن مختصري که امام منذري انجام داد، که شيخ آن را نيز تحقيق نموده است.
زندان هرگز باعث نشد تا شيخ راه دعوت و مبارزه را رها نمايد، بلکه در زندان هم زندانىها را بسوي قرآن و سنت دعوت مىكرد, و در زندان نماز جمعه و جماعت بر پا مىنمود.



شيخ آلباني, بعد از آزادي از زندان مسير دعوت و مبارزه را ادامه داد, تا اينکه اهل بدعت و درباريان عرصه را بر شيخ تنگ کردند تا آنجائي که شيخ مجبور به مهاجرت شد, آنگاه از سوريه به اردن هجرت نمود, و بعد دوباره به سوريه برگشت, و از آنجا به بيروت، سپس به امارات، و در نهايت به اردن رحل افکند و در شهر «عَمَّان» پايتخت اردن مسکن گزيد.
تأليفات و تحقيقات:
شيخ کتابهاي بسياري را تحقيق و تخريج نموده, و کتابهاي متعددي نيز تأليف نموده است, و بيشتر کتابهاي شيخ تا بحال چاپ نشده است, فقط در حدود چهل کتاب تا بحال چاپ گرديده است.
و در سال 1999ميلادي جايزه بين المللي ملک فيصل بخاطر خدمات ارزنده ى وي درباره کتابهاي حديث و سنت پيغمبر اکرم ص به وي تعلق گرفت.

برخي از کتابهاي شيخ عبارتند از:
1ـ صلاه العيدين، 2ـ مناسک الحج، 3ـ فهرس مسند الإمام أحمد، 4 ـ نقد نصوص حديثية في الثقافة الإسلامية، 5 ـ الحديث حجة بنفسه في العقائد والأحکام، 6 ـ منزلة السنة في الإسلام، 7 ـ سلسلة الأحاديث الصحيحة في الإسلام، 8 ـ سلسلة الأحاديـث الضعيفة، 9 ـ خطبة الحاجة، 10 ـ صفة صلاة النبي ص، إرواء الغليل، 11ـ تمام المنَّة في التعليق علي فقه السنَّة، 13 ـ ظلال الجنَّة، 14 ـ نيل المرام، 15 ـ صحيح الجامع الصغير وزيادته، 16 ـ نصب المجانيق. و دهها کتاب ديگر.
شاگردان شيخ:
شيخ شاگردان بسياري را تربيت نموده و عده اي بىشمار از محضر ايشان کسب فيض نمودند که ما برخي از معروفترين آنها را ذکر مىکنيم:
1 ـ حمدي عبدالمجيد.
2 ـ عبدالرحمن عبدالخالق.
3 ـ دکتر عمر سليمان الأشقر.
4 ـ خيرالدين وائلي.
5 ـ محمد عيد عباسي.
6 ـ محمد ابراهيم شقره.
7 ـ عبدالرحمن عبدالصمد.
8 ـ مقبل بن هادي الوادعي.
9 ـ زهير الشاويش.
10 ـ علي خشان.
11 ـ محمد جميل زينو.
12 ـ علي حسن عبدالحميد.
13 ـ أبو إسحاق الحويني.
14 ـ محمد إبراهيم الشيباني.
15 ـ دکتر عاصم القريوتي.

بيماري و وفات:
شيخ در اواخر حياتش دچار بيماريهاي سختي شدند بحدّي که در روز وفات وزن ايشان کمتر از 30 کيلوگرم شده بود, ولي با اين وجود از فضل و کرم خداوند عقل و حافظه و ذهنش سالم بود و کساني که به عيادتش مىآمدند برخي را با نام و برخي ديگر را با شکل و قيافه مىشناخت. در ايام بيماري هرگاه احساس مىکرد که کمي حالش بهتر است به بحث و جستجو و مطالعه مشغول مىشد و اگر توانايي نداشت به يکي از فرزندان و يا کساني که اطراف او بودند دستور مىداد که فلان کتاب را بياوريد و برايم بخوانيد.
و اينچنين شيخ بزرگوار 60 سال از عمر مبارکش را در خدمت قرآن و سنت رسول الله ص سپري نمود تا اينکه قبل از غروب آفتاب روز شنبه در 22 جمادي اول 1420هـ.ق مطابق با 2/10/1999م در سن 85 سالگي دعوت حق را لبيک گفت, و دار فاني را بسوي سراي باقي شتافت. روحش شاد و راهش پررهرو باد.

________التوقيع_________
لايزال لسانك رطبا بذكر الله


عدل سابقا من قبل أبوعبدالله خالد الملا في الإثنين 12 يناير 2015, 16:02 عدل 2 مرات
الرجوع الى أعلى الصفحة اذهب الى الأسفل
معاينة صفحة البيانات الشخصي للعضو http://mo7ebinalalbani.watanearaby.com
 
آشنایی با امام البانی رحمه الله
استعرض الموضوع السابق استعرض الموضوع التالي الرجوع الى أعلى الصفحة 
صفحة 1 من اصل 1

صلاحيات هذا المنتدى:لاتستطيع الرد على المواضيع في هذا المنتدى
منتدى محبي الألباني لعلوم السنة :: منتدى محبي الألباني / القسم الفارسي :: محدث عصر محمد ناصرالدین آلبانی رحمه الله-
انتقل الى: