منتدى محبي الألباني لعلوم السنة
حياك الله أيها الزائر الكريم

ثبتنا الله وإياك على اتباع السنة ونبذ البدع

إذا مات ابن آدم انقطع عمله إلا من ثلاث.. منها.. علم ينتفع به

فساهم معنا في نشره مـــــــــــأجورا

منتدى محبي الألباني لعلوم السنة

الكتاب والسنة بفهم سلف الأمة
 
الرئيسيةاليوميةمكتبة الصورس .و .جبحـثالأعضاءالمجموعاتالتسجيلدخول
₪۩۞… من حفظ الأصــول ضمن الوصــول...§۞۩₪» ... ومن حفظ المتـــون حــاز الفنــون ... «₪۩۞§… ومن بدا بالحواشي ما حوى شيء ...۞۩₪
(¯`•._.•(..محمد بن صالح العثيمين: الألباني رجل من أهل السنة مدافع عنها، إمام في الحديث، لانعلم أن أحدا يباريه في عصرنا..)•._.•°¯)
`•.¸¸.•¯`••._.• (عبد العزيز بن باز: (ما رأيت تحت أديم السماء عالما بالحديث في العصر الحديث مثل محمد ناصر الدين الألباني ) `•.¸¸.•¯`••._.•

شاطر | 
 

 ايمان به الوهيت خداي تعالى

استعرض الموضوع السابق استعرض الموضوع التالي اذهب الى الأسفل 
كاتب الموضوعرسالة
أبوعبدالله
خادم السنة
avatar

عدد المساهمات : 245
نقاط : 731
تاريخ التسجيل : 20/05/2011
العمر : 31

مُساهمةموضوع: ايمان به الوهيت خداي تعالى   السبت 13 أغسطس 2011, 03:32

ايمان به الوهيت خداي تعالي



الف ـ معناي ايمان به الوهيت خداي تعالي: گواه صادق اين كه فقط خداي يگانه مستحق تمامي انواع عبادت هاي ظاهر و باطن(نهان) است، مانند: دعا، ترس، توكل، يارى ، نماز، زكات و روزه .

پس بنده به طور يقين مى داند كه خدا معبود اوست، و هيچ شريكي ندارد، و هيچ معبود به حقي جز خداي يكتا نيست، خداوند مى فرمايد: وَإِلَـهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ [البقره:آية 163].

[و معبودتان، معبود يگانه است، معبودِ (راستيني) جز او نيست، بخشاينده مهربان است].

پس به ما خبر داده كه الله يك معبود است، يعني معبود يگانه و يكتا، و جايز نيست كسي غير از او را به عبادت گرفت، و غير از او كسي ديگر پرستش نمى شود.

ب ـ ايمان به الوهيت خدا:

اعتراف كنيم به اين كه فقط خدا إله و معبود به حق است كه شريكي ندارد، و إله يعنى : معبود، دوست داشتن و تعظيم كردن ما، انجام تمامي عبادت ما، فقط براي اوست، پس غير از او، كسي ديگر را نمى خوانيم، و غير از او، از كسي نمى ترسيم، و غير از او، به كسي ديگر توكل نمى كنيم، و براي كسي ديگر سجده نمى كنيم، و اطاعت و خضوع نمى كنيم مگر براي او، پس هيچ كس مستحق عبادت نيست مگر خداي سبحانه، تحقيق بر آيه كريمه كه مى فرمايد: إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ [الفاتحه: آية 5].

[تنها تو را بندگي مى كنيم، و تنها از تو ياري مى جوييم].

ج ـ اهميت ايمان به الوهيت خداي تعالي:

اهميت ايمان به الوهيت خداي تعالي از ضمن بعضي از عبارت زير واضح مى شود:

1 ـ مقصود از خلق جن و انس عبادت خداي يكتائي كه شريكي ندارد مى باشد، خداوند مى فرمايد: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ [الذاريات:آية 56].

[و جن و انس را نيافريده ام مگر براي آنكه مرا بندگي كنند].

2 ـ مقصود از ارسال پيامبران عليهم السلام و نازل كردن كتابهاي آسمانى ، اقرار به اينكه خدا معبود حق است، خداوند مى فرمايد: وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ [النحل:آية 36].

[و به يقين در (ميان) هر امتي رسولي را برانگيختيم، (با اين دعوت) كه: خداوند را بندگي كنيد و از طاغوت بپرهيزيد].

3 ـ اولين واجب بر هر شخص ايمان به الوهيت خداي تعالي، چنانكه در سفارش و وصيت پيامبر (ص) به معاذ بن جبل هنگام فرستادن او بسوي يمن آمده كه به او چنين فرمودند: ((إِنَّكَ تَأْتِي قَوْماً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ فَلْيَكُنْ أَوَّلُ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ شَهَادَةَ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ)). متفق عليه.

تو بر مردمي خواهي آمد كه اهل كتاب هستند، يعني يهود و نصاري مى باشند، پس اولين چيزي كه تو آنها را به دين اسلام دعوت كني اين است كه: هيچ معبودي بحق غير از خداي يكتا وجود ندارد .

يعني آنها را دعوت كن تا تمامي عبادت را فقط براي خداي يكتا قرار دهند .

د ـ معناي لا إله إلاَّ الله:

اين كلمه عظيم و بزرگ اولين واجب بر هر شخص مى باشد، همچنانكه آخرين واجب بر هر شخص است، پس هر كس بر اين كلمه بميرد از اهل بهشت است، چنانكه رسول الله (ص) مى فرمايد: ((مَنْ مَاتَ وَهُوَ يَعْلَمُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ دَخَلَ الجَنَّةَ)). مسلم.

هر كس بميرد و بداند كه هيچ معبودي به حق نيست مگر خداي يكتا، به بهشت داخل مى شود .

بنابراين وجوب دانستن و معرفت لا إله إلاَّ الله از بزرگترين و عظيم ترين و مهم ترين واجبات است.

و معناي لا إله إلاَّ الله: هيچ معبودي بحق نيست مگر خداي يكتا.

نفي تمامي صفات خدا از غير خداي تعالي، و اثبات آن براي خدا يكتائي كه شريك ندارد .

پس معناي إله: معبود، و هر كس چيزي را پرستيد او را معبود خود به غير از خدا دانسته، و تمامي اينها باطل است مگر خداي يكتا و يگانه .

و خداي تعالي اوست اله و معبودي كه دلها با محبت و اجلال و تعظيم و فروتني و خضوع و ترس و توكل بر او، و طلب دعا از او، او را عبادت مى كند .

و براي دلها سرور و سعادت نيست مگر با تحقيق معناي لا له إلاَّ الله، زيرا سرور كامل و زندگي خوب و نعمت در انجام عبادت براي خداي يكتاست .

هـ ـ اركان لا إله إلاَّ الله:

براي اين كلمه عظيم دو ركن است: نفي و اثبات.

ركن اول: (لا إله) نفي عبادت از غير خدا، و باطل كردن شرك، و واجب بودن كفر به تمامي آنچه غير از خدا عبادت مى شود .

ركن دوم: (إلاَّ الله) اثبات عبادت براي خداي يكتا، و انجام تمامي انواع عبادت براي خداي يگانه.

و دليل اين خداوند مى فرمايد: فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى َ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ [البقره:آية 256].

[پس هر كس كه به عبادت طاغوت كفر ورزد، و به خدا ايمان آورد، (بداند) كه به دستاويزي (بس) محكم چنگ زده است].

پس قول: (فمن يكفر بالطاغوت) معناي ركن اول، (لا إله)، و قول: (ويؤمن بالله) معناي ركن دوم (إلاَّ الله) را دارد.

و ـ شروط لا إله إلاَّ الله:

بايستي در شهادت و گواهي لا إله إلاَّ الله هفت شرط باشد كه قائل آن بدون جمع شدن اين هفت شرط نفعي نمى برد:

1 ـ علم و معرفت به معناي لا إله إلاَّ الله، چنانكه خداوند مى فرمايد: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ [محمد:آية 19].

[پس بدان كه معبود (حقى ) جز خدا نيست].

2 ـ يقين: اينكه قائل آن يقين كامل داشته باشد در آنچه بر آن دلالت مى كند، پس اگر در آنچه بر آن دلالت مى كند شك و ترديد داشته باشد اين كلمه به او نفعي نمى رساند، خداوند مى فرمايد: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ [الحجرات:آية 15].

[بدون شك مؤمنان واقعي كساني هستند كه ايمان بخداي يكتا و پيغمبرش آوردند سپس شكي در دل خود راه نداده اند].

3 ـ قبول به آنچه اين كلمه بر آن دلالت دارد از عبادت خداي يكتا و ترك عبادت غير از خدا، پس هر كس اين كلمه را بگويد ولي عبادت خداي يكتا را قبول نداشته باشد، مانند كساني است كه خداوند در باره آنها چنين فرموده است: إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ {35} وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونٍ {36} [الصافات: آيات 35-36].

[آنان (چنان) بودند كه چون به آنان گفته مى شد: معبود به حقي جز خداوند (يگانه) نيست، سركشي مى كردند، و مى گفتند: آيا ما معبودانِ خويش را به خاطرِ (سخن) شاعري ديوانه ترك گوييم؟].

4 ـ تسليم شدن به آنچه بر آن دلالت دارد، خداوند مى فرمايد: وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ [لقمان:آية 22].

[و هر كس نيكوكارانه روي (دلِ) خويش به سوي خداوند آورد، بداند كه به دست آويزي محكم چنگ زده است].

و معناي (يسلم وجهه) يعني: تسليم فرمان او شود.

و (العروة الوثقي) يعني: (لا إله إلاَّ الله).

5 ـ راستي: و آن هم گفتن اين كلمه از قلب خود به طور راستي و صدق، رسول الله (ص) مى فرمايد: ((مَا مِنْ أَحَدٍ يَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ صِدْقًا مِنْ قَلْبِهِ إِلاَّ حَرَّمَهُ اللهُ عَلَي النَّارِ)).

[متفق عليه].

هر كس گواهي دهد كه معبودي به حق جز خداي يكتا نيست، و محمد بنده و فرستاده خداست، و اين گواهي صادقانه و از قلب او باشد، به طور يقين خداوند آتش جهنم را بر او حرام مى گرداند.

6 ـ اخلاص: آن هم پاك و خالص كردن تمامي عمل از انواع شرك، و اين كه با سخن خود قصد به دست آوردن چيزهاي دنيايي كند، رسول الله (ص) مى فرمايد: ((إِنَّ اللهَ حَرَّمَ عَلَي النَّارِ مَنْ قَالَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ، يَبْتَغِى بِذَلِكَ وَجْهَ اللهِ)). [متفق عليه] .

هر آينه خداوند حرام كرده بر آتش كسي كه بگويد: معبودي به حق جز خداي يكتا نيست، و با اين سخن خود رضا و خشنودي خداوند را بخواهد.

7 ـ دوست داشتن اين كلمه و آنچه بر آن دلالت دارد، و دوست داشتن كسي كه به اين كلمه عمل نمايد، خداوند مى فرمايد: وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبّاً لِّلّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ [البقره:آية 165].

[و از مردم كساني هستند كه همتاياني را (براي او) برمى گيرند كه آنها را مانند دوست داشتن خدا، دوست مى دارند ـ و مؤمنان در دوستي خدا قوى ترند ـ].

پس مؤمنان (اهل لا إله إلاَّ الله) با خدا دوستي خالص دارند، و اهل شرك (مشركان) شرك مى آورند و با خدا معبودات ديگر را دوست دارند، و اين با معناي لا إله إلاَّ الله منافات دارد .



ز ـ معناي عبادت:

عبادت: اسمي جامع و كامل براي آنچه خدا آن را دوست دارد و از آن راضي است، از سخنان وكارهاي نهاني و آشكار مانند: محبت خدا و رسول خدا (ص) و ترس از خدا و توكل بر خدا و سؤال و پرسش خدا و نماز و زكات و اطاعت پدر و مادر و ذكر خداي تعالي و جهاد با كفار و منافقين و غير از اينها.

پس انواع عبادت بسيار است كه شامل انواع طاعات مى شود، مانند: تلاوت قرآن و نيكي به فقرا و محتاجين و راستگويي و امانت داري و سخن و گفتار خوب و نيك.

و عبادت شامل تمامي كارهاي مؤمن مى شود، اگر به آن نيت كند كه با آن به خدا نزديك شود .

و حتي اگر در خوردن و آشاميدن يا خوابيدن به قصد طاعت خدا انجام دهد، بر آن اجر و پاداش خواهد برد.

پس اين عادت ها با نيت و قصد نيك و صالح به عبادت تبديل مى شود و بر آن اجر و پاداش مى برد، و عبادت مخصوص اعمالي معروف مانند نماز و روزه و مانند آن نيست .

ح ـ عبادت است كه خدا خلايق را به سبب آن آفريده است، خداوند مى فرمايد: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ {56} مَا أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَا أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ {57} إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ {58} [الذاريات: آيات 56-58].

[و جن و انس را جز براي آن كه مرا بندگي كنند نيافريده ام، از آنان هيچ روزى اي نمى خواهم، و نمى خواهم كه به من خوراك بدهند، خداوند است كه روزي دهنده است (همان) توانمندِ استوار].

پس خداوند سبحان خبر داده كه حكمت از خلق جن و انس انجام عبادت است، و خداوند به عبادت آنها نيازي ندارد، بلكه آنها به عبادت خداوند نيازمندند، به سبب نيازمند بودن شان به سوي خداي تعالي.

نياز بنده به خدا كه او را عبادت كند، و به او هيچ شرك نياورد، بيشتر و عظيم تر است از نياز آنها به آب و غذا.

قلب اگر مزه عبادت خداي تعالي و خلوص را چشيد، هيچ چيز نزد او شيرين تر از عبادت و لذيذتر و بهتر از آن نيست .

و هيچ كس از درد دنيا و مشكلات آن رها نمى شود مگر با قرار گرفتن در حلقه بندگي خداي تعالي.


________التوقيع_________
لايزال لسانك رطبا بذكر الله
الرجوع الى أعلى الصفحة اذهب الى الأسفل
معاينة صفحة البيانات الشخصي للعضو http://mo7ebinalalbani.watanearaby.com
أبوعبدالله
خادم السنة
avatar

عدد المساهمات : 245
نقاط : 731
تاريخ التسجيل : 20/05/2011
العمر : 31

مُساهمةموضوع: رد: ايمان به الوهيت خداي تعالى   السبت 13 أغسطس 2011, 03:34

ط ـ اركان عبادت:

عبادتي كه خدا به آن امر فرموده دو ركن دارد:

1 ـ كمال ذلت و ترس .

2 ـ كمال محبت .

پس عبادتي كه خداوند بر بندگانش فرض نموده بايد با كمال ذلت و خواري و خضوع و ترس از او باشد، با كمال محبت و نهايت و اوج آن و رغبت و ميل و اميد به او سبحانه باشد .

محبت بدون ترس و ذلت و خوارى ، مانند دوست داشتن خوراك و مال، عبادت نيست .

هم چنين ترس بدون محبت، مانند ترس از حيوان درنده، عبادت به شمار نمى رود، هرگاه ترس و محبت در يك كار با هم جمع شود عبادت گفته مى شود، و عبادت صحيح نيست مگر براي خداي يكتا.

ي ـ توحيد سبب قبول عبادت است:

عبادتي كه خداوند به آن امر كرده، عبادت گفته نمى شود مگر با توحيد خدا، پس عبادت با شرك درست نيست، و به هيچ كس صفت بندگي خدا داده نمى شود مگر با تحقيق توحيد، و انجام عبادت براي خداي يگانه، پس هر كس خدا را عبادت كرد و در عبادت كسي ديگر را شريك قرار داد، بنده خدا نيست.

پس توحيد خدا و اخلاص عبادت براي او و عدم شرك به او در قبول عبادت نزد خدا شرط است، افزون بر اين كه عبادت قبول نمى شود مگر با مطابق بودن آن با شرع و سنت پيامبر (ص) .

پس شرطهاي عملي كه نزد خدا مورد قبول است دو چيز مى باشد:

1 ـ اين كه غير از خدا هيچ كس ديگر را پرستش نكند كه: به آن توحيد گفته مى شود .

2 ـ اين كه عبادت نكند مگر بر وفق و مطابق امر خدا كه به آن پيروي از رسول الله (ص) گفته مى شود، و خداوند مى فرمايد: بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ [البقره:آية 112].

[آرى ، هر كس كه نيكوكارانه روي دل به سوي خدا نهد، او پاداش خود را در نزد پروردگارش دارد، و نه بيمي بر آنان است، و نه آنان اندوهگين شوند].

(أسلم وجهه) يعني به حقيقت توحيد پي بردن و عبادت را خالص براي خدا انجام دادن .

(وهو محسن) يعني از رسول الله (ص) پيروي كردن .

ك ـ شرك: شرك مخالف با ايمان به الوهيت خـداي يكتاست، و اگر ايمان به الوهيت خداي يكتا و انجام عبادت براي خـداي يگانه از مهمترين و عظيم ترين واجبات است.

پس شرك بزرگترين گناهان و معصيت ها نزد خدا به شمار مى رود، و آن گناهي است كه خداوند آن را نمى بخشد، چنان كه فرمودند:

إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْماً عَظِيماً [النساء:آية 48].

[به راستي خداوند (آن را) كه به او شرك آورده شود، نمى بخشد، و جز آن را براي هر كس كه بخواهد مى بخشد].

و هم چنين مى فرمايد: إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ [لقمان:آية 13].

[به راستي كه شرك ستمي بزرگ است].

و وقتي از رسول الله (ص) پرسيده شد: چه گناهي بزرگ است فرمود: ((أنَ تَجْعَلَ للهِ نِداًّ وَهُوَ خَلَقَكَ)).

متفق عليه .

اين كه به خدا شرك آوري در حالي كه او آفريننده تو است .

و شرك طاعات را فاسد و باطل مى گرداند، چنان كه خداوند مى فرمايد: وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ [الأنعام:آية 88].

[و اگر شرك مى ورزيدند، آنچه را كه كرده بودند، از (نامه اعمال) آنان زدوده مى شد].

و شرك موجب مى شود كه صاحب آن در آتش جهنم ماندگار و باقي بماند، خداوند مى فرمايد: إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ [المائده:آية 72].

[بى گمان كسي كه به خداوند شرك آورد، خداوند بهشت را بر او حرام مى گرداند و جايگاهش آتش (دوزخ) است].

شرك بر دو نوع تقسيم مى شود:

شرك أكبر، و شرك اصغر:

شرك اكبر: انجام يكي از عبادت ها براي غير از خدا را شرك اكبر گويند، پس هر قول يا عمل كه خدا آن را دوست دارد انجام آن براي خدا توحيد و ايمان، و براي غير از خدا شرك و كفر به شمار مى رود .

مثال: خواستن رزق و يا تندرستي از غير خدا، و يا توكل بر غير خدا، و يا سجده براي غير خدا شرك است، خداوند مى فرمايد: وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ [غافر: آية 60].

[و پروردگارتان گفت: مرا (به دعا) بخوانيد تا برايتان اجابت كنم].

و هم چنين مى فرمايد: وَعَلَى اللّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ [المائده: آية 23].

[و اگر ايمان داريد (بايد كه) بر خدا توكل كنيد].

و هم چنين مى فرمايد: فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا [النجم: آية 62].

[پس براي خداوند سجده كنيد و (او را) بندگي كنيد].

پس اگر دعا و توكل و سجده از عباداتي است كه خدا به آن امر نموده، پس اگر براي خدا انجام شود، موحد و مؤمن است، و اگر براي غير از خدا انجام شود، مشرك و كافر است .

و شرك اصغر: هر قول يا عملي كه وسيله اي به سوي شرك اكبر باشد و راهي در وقوع آن باشد، شرك اصغر گفته مى شود .

مانند: تبديل قبرها به مساجد، به اين كه نزد قبرها نماز بخواند، و يا بر قبرها مسجد بنا كند و اين حرام است، و صاحب آن به لعنت و دور بودن از رحمت خدا وعده داده شده است، چنان كه رسول الله (ص) فرمودند: ((لَعْنَةُ الله عَلي الْيَهُودِ وَالنَّصَارَي اتَّخَذُوا قُبُورَ أَنْبِيَائِهِمْ مَسَاجِدَ)). متفق عليه.

لعنت بر يهود و نصاري باد كه قبرهاي پيامبران خود را به مساجد تبديل كرده اند .

پس تبديل قبـرهـا به مساجـد حـرام است، و وسيله اي براي طلب دعا از مردگان و درخواست نيازها از آنان مى باشد، و دعاي مردگان شرك اكبر به شمار مى رود .

________التوقيع_________
لايزال لسانك رطبا بذكر الله
الرجوع الى أعلى الصفحة اذهب الى الأسفل
معاينة صفحة البيانات الشخصي للعضو http://mo7ebinalalbani.watanearaby.com
 
ايمان به الوهيت خداي تعالى
استعرض الموضوع السابق استعرض الموضوع التالي الرجوع الى أعلى الصفحة 
صفحة 1 من اصل 1

صلاحيات هذا المنتدى:لاتستطيع الرد على المواضيع في هذا المنتدى
منتدى محبي الألباني لعلوم السنة :: منتدى محبي الألباني / القسم الفارسي :: مسائل ایمانی-
انتقل الى: