منتدى محبي الألباني لعلوم السنة
حياك الله أيها الزائر الكريم

ثبتنا الله وإياك على اتباع السنة ونبذ البدع

إذا مات ابن آدم انقطع عمله إلا من ثلاث.. منها.. علم ينتفع به

فساهم معنا في نشره مـــــــــــأجورا

منتدى محبي الألباني لعلوم السنة

الكتاب والسنة بفهم سلف الأمة
 
الرئيسيةاليوميةمكتبة الصورس .و .جبحـثالأعضاءالمجموعاتالتسجيلدخول
₪۩۞… من حفظ الأصــول ضمن الوصــول...§۞۩₪» ... ومن حفظ المتـــون حــاز الفنــون ... «₪۩۞§… ومن بدا بالحواشي ما حوى شيء ...۞۩₪
(¯`•._.•(..محمد بن صالح العثيمين: الألباني رجل من أهل السنة مدافع عنها، إمام في الحديث، لانعلم أن أحدا يباريه في عصرنا..)•._.•°¯)
`•.¸¸.•¯`••._.• (عبد العزيز بن باز: (ما رأيت تحت أديم السماء عالما بالحديث في العصر الحديث مثل محمد ناصر الدين الألباني ) `•.¸¸.•¯`••._.•

شاطر | 
 

 گفتگو با دينار

استعرض الموضوع السابق استعرض الموضوع التالي اذهب الى الأسفل 
كاتب الموضوعرسالة
أبوعبدالله
خادم السنة
avatar

عدد المساهمات : 245
نقاط : 731
تاريخ التسجيل : 20/05/2011
العمر : 31

مُساهمةموضوع: گفتگو با دينار   الثلاثاء 09 أغسطس 2011, 15:42

گفتگو با دينار



فقيري را با لباس پاره پوره و كهنه ديدم. سني از او گذشته و آثار گرسنگي و تشنگي از قيافه اش معلوم بود، او را در حالي كه به پشت خوابيده بود جلوي بانك مشاهده كردم كه در خوابي عميـق فرو رفته بود و نور خورشيـد آرام آرام بـه سينه اش مي تابيد ولي او گرماي آن را احساس نمي كرد.

كنارش ايستادم و در حاليكه به او مي نگريستم با خود گفتم: ((سبحان الله)) بين اين فقير و خزانه بانك بيشتر از چند متر فاصله نيست، بخدا قسم ما در جهاني متناقض زندگي مي كنيم.

دستم را در جيبم كردم ولي ناگهان حركت عجيبي را در آن احساس كردم، با دستم آنرا گرفتم و از جيبم بيرون آوردم و با تعجب ديدم كه آن شئ متحرك يك ((دينار)) است!

به او گفتم: چرا در جيبم اين طرف و آن طرف حركت مي كردي؟

دينار: من از خيلي وقت پيش در جيب شما هستم و تو مطابق هدف وجودي ام با من رفتار نكردي.

گفتم: هدف وجودي تو مگر چيست؟

گفت: صرف كردن من براي هزينه خانواده و والدين و رفع احتياجات شخصي و برآوردن احتياجات ساير مسلمين؛ مانند كمك به مستمندان وبدهكاران و شاد كردن يتيمي و ...

گفتم: تو چگونه پيش من آمدي؟

دينار: قصه اش طولاني است! من خيلي دست بدست شدم، به طوريكه حتي شخصي بوسيله من شراب خريد و ديگري فيلمهاي مبتذل و سومي مرا به ديگران به عنوان رشوه پرداخت كرد و چهارمي تو بودي كه چيزي به وي فروختي و مرا از او گرفتي و البته همه آنها بندگان پول بودند ولي فعلا در مورد تو نمي توانم قضاوت كنم.

پرسيدم: چگونه فهميدي كه همه آنها بندگان مال بودند؟

دينار: از نحوه برخورد آنها با من، زيرا آنها مرا در راه خدا انفاق نكردند بهمين علت هم امام حسن بصري(رح) مي فرمايد: ((هر امتي بتي را مي پرستند و بت اين ملت دينار و درهم است)).

دوست من! اگر مرا در راه خير صرف نكني من با همين نام خودم تو را خواهم سوزاند!

با تعجت پرسيدم: چه مي گويي؟ با اسمت مرا مي سوزاني؟ چگونه ممكن است؟

دينار: قسمت اول نام من ((دين)) است تا تو را به وظايف و حقوق ديني ات نسبت به من ياد آور شود. وقسمت دوم اسم من(( نار)) است تا اگر چنانچه ذخيره ام كردي بسوزاندت!

خداوند متعال مي فرمايد: (( و الذين يكنزون الذهب و الفضة...)) يعني آنان را كه طلا و نقره را انباشته و آنرا در راه خدا انفاق نمي كنند به عذابي دردناك خبر بده، در روزي كه آن طلا و نقره ها را در آتش جهنم گداخته و با آن پيشاني و گونه ها و پشتشان را داغ مي كنيم اين آن چيزي است كه براي خودتان مي اندوختيد پس بچشيد آنچه را اندوختيد)).

گفتم: تو خيلي خطرناك هستي!

دينار: آري من خيلي خطرناكم، بنابراين با من درست رفتار كن تا خداوند تو را به سبب من عذاب ندهد و از آنان كه قبلا در نزدشان بودم عبرت بگير. آنها گناهان را مي كاشتند ولي اميد بر حسنات داشتند. مگر مي شود كه از كشت خار، انتظاربرداشت انگور را داشت؟ پس تو نيز مواظب باش كه مانند آنها نباشي. اكنون اين فقير در جلوي توست مرا به او بده تا ان شاء الله در روز قيامت به نفع تو شهادت دهم و سعي كن از اين پس هميشه احساسي مانند ابن عيينه را داشته باشي.

پرسيدم: احساس ابن عيينه يعني چه و اصلا اين ابن عيينه كيست؟

سفيان ابن عيينه يكي از تابعين بود كه در انفاق و نيكي نظير نداشت،به طوريكه يكي از يارانش حكايت مي كند(( شبي در منزل سفيان بودم كه ناگاه گدايي در خانه اش را كوبيد اما سفيان چيزي نداشت كه به وي بدهد و از اين بابت سخت گريست. پرسيدم: چرا گريه مي كني؟ گفت: آيا مصيبتي بالاتر از اين مي شود تصور كرد كه شخصي از تو انتظار خيري داشته باشد و تو قادر به برآورده كردن آن نباشي))؟

گفتم: ((سبحان الله)) واقعا كه اين احساس بسيار لطيفي است.

دينار: تو هم اينگونه باش و قدر اوقات و فرصتهاي زندگي ات را بدان و مخصوصا در جواني بيشتر بكوش تا خداوند نيز پاداشت را چند برابر كند.

پرسيدم: مگر بين كسي كه در جواني صدقه مي دهد با پيري تفاوتي وجود دارد؟

دينار: آري، شخصي نزد رسول الله آمده پرسيد: يا رسول الله كدام صدقه ثوابش بيشتر است؟ رسول الله صلي الله عليه و سلم فرمود: ((آن زماني كه صحيح و سالم هستي و از فقر در هراسي)) و معني فرمايش رسول اكرم صلي الله عليه و سلم از صحيح بودن برخورداري از بدني سالم است زيرا يك چنين انساني معمولا طبيعت بخل و خست دارد چون نسبت به مال دنيا در قلبش محبت شديدي احساس مي كند و از فقر، مي ترسد. ابن بطال (ره) مي گويد: ((با توجه به اينكه احساس بخل در سنين جواني غالبا شديدتر است، صدقه و احسان كردن نيز در اين دوره از زندگي داراي صداقتي بيشتر و ثوابي بزرگتر است بر خلاف دوران پيري كه انسان در اين دوره رغبتي به مال دنيا ندارد چون مي بيند كه مال او در آينده اي نزديك به ديگري خواهد رسيد)).

گفتم: اي دينار! تو برايم درهايي را گشودي كه قبلا برايم كاملا بسته بودند... سپس پرسيدم آيا تصور نمي كني كه تو در اين دنيا سبب فتنه و فساد هستي؟

دينار: قطعا من فتنه انگيزم، چه بسا عالماني كه بخاطر من فريب خوردند و چه بسا زاهداني كه... و چه بسا... وچه بسا...! همه آنها ديوانه و مجنون دينار و درهم بودند براي همين هم تو بعضي از دعوتگران را مي بيني كه در خوردن و نوشيدن و پوشاك كاملا به سنت رسول الله ملتزم هستند اما تاب مقاومت در برابر شنيدن صداي جرينگ جرينگ درهم و دينار را ندارند.

با تعجت پرسيدم: چگونه ممكن است؟ در حاليكه تو مي گوئي آنها به سنت و شعائر ديني بسيار ملترم هستند؟

دينار: دوست من اين فتنه است و تو نبايد فريب ظاهر آنها را بخوري.

گفتم: راست مي گويي ازخداوند متعال مسالت دارم كه مرا از تو بي نياز گردانده و از شر فتنه ات در امان دارد.

دينار: اكنون مرا به اين فقير بده تا خداوند تورا دوست بدارد و من نيز سبب فروكش شدن غضب الهي و فزوني پاداشت شوم.

گفتم: بله من هم ين را خوب... ونزديك آن فقير نشسته ودستم را بر روي سينه اش گذاشتم وگفتم آقا... آقا... او مصطرب شد و چسمانش را باز كرد. گفتم: نترس من آدم نيكوكاري هستم بيا اين دينار را بگير وآنرا براي رفع نيازهايت خرج كن ... او نشست ولي از قبول دينار امتناع كرد و گفت: من گدا نيستم.

گفتم: بله من هم اين را خوب مي دانم اما اين را هم مي دانم كه تو، به آن سخت نيازمند هستي.

او دينار را از من گرفت ودعاي خيري برايم كرد و زير لب زمزمه كرد مال را توشه اي براي آخرتت و دنيا را پلي براي آن بدان. تاجر واقعي، تاجري است كه بتواند سود حمد و پاداش را ببرد.


________التوقيع_________
لايزال لسانك رطبا بذكر الله
الرجوع الى أعلى الصفحة اذهب الى الأسفل
معاينة صفحة البيانات الشخصي للعضو http://mo7ebinalalbani.watanearaby.com
 
گفتگو با دينار
استعرض الموضوع السابق استعرض الموضوع التالي الرجوع الى أعلى الصفحة 
صفحة 1 من اصل 1

صلاحيات هذا المنتدى:لاتستطيع الرد على المواضيع في هذا المنتدى
منتدى محبي الألباني لعلوم السنة :: منتدى محبي الألباني / القسم الفارسي :: مسائل ایمانی-
انتقل الى: